الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
108
ضياء القلوب ( فارسى )
و از تأمل در سخنانى كه در ذيل اخبار مذكوره مذكور شد طريق سخن در اخبار ديگر كه در باب اجماع نقل مىكنند ظاهر بشود « 1 » . [ اختلال اجماع به قول اهل بدعت ] مسأله دوم در اين كه : قول اهل بدعت به چيزى كه متضمن كفر نباشد بلكه مشتمل بر فسق رسوا باشد مثل خوارج كه كشتند مسلمانان را و خانهء بسيار سوزاندند و اولاد مردم را اسير كردند و مباح شمردند خروج و اموال مسلمانان را اعتبار كردند در اجماع آيا واجب است بنابر اصل جمهور يا نه ؟ سه مذهب است نزد آنها : يكى آنكه معتبر است مطلقا . و دوم آنكه معتبر نيست مطلقا . سيم آنكه در حق نفس خود معتبر است نه در حق غير . محققين ايشان اختيار قول اول كردهاند و استدلال كرده است ابن حاجب در « مختصر » از براى اين مذهب به اينكه ادلهء حجيت اجماع تمام نمىشود بىاتفاق كل . انتهى . و در واقع بنا بر اصل اين طايفه چنين است زيرا كه سبيل غير آن مبتدع سبيل همه مؤمنان نيست چه بدعت فاحشه بدر نبرده است آن مبتدع را از اسلام و ايمان هرگاه آن بدعت مشتمل بر كفر نباشد ، و بر تقديرى كه باقى از امت خطا كرده باشند و گمراه باشند اجتماع كل امت بر خطا و ضلال لازم نمىآيد . و بر اين قياس كن مضمون اخبار ديگر را . و هرگاه اجماع به قول اهل بدعت واضحه مختل شود اختلال آن به قول
--> ( 1 ) . سفينة النجاة : 58 - 59 .